درباره ی همه چیز

این وبلاگ دارای شخصیت اسلامی است و توهین به ان مجازات دارد

مصاحبه با قرآن درباره امام زمان علیه السلام

امام زمان

سؤال اول: دلیل و آیه ای بر وجود امام زمان علیه السلام را بیان فرمایید.

پاسخ قرآن کریم:

1- در سوره قدر خداوند می فرماید: «تنزل الملائکه والروح فیها بإذن ربهم من کل أمر.» تنزل فعل مضارع است و دلالت بر استمرار می‌نماید. یعنی در هر سال، شب قدر ملائک و روح به زمین نزول می‌فرمایند. در دوران رسول الله صلی الله علیه وآله به شخص پیامبر نازل می‌شدند. و در هر عصری باید کسی هم شأن پیامبر باشد تا بر او نازل شوند. و الان تنها شخصی که هم شأن پیامبر صلی الله علیه وآله است امام زمان (علیه‌السلام) است.

 

2- خداوند در قرآن درباره مزد و اجر رسالت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله می فرماید: «قل لا أسئلکم أجرا إلا الموده فی القربی». به دلیل عقلی، دادن اجر رسالت پیامبر در همه زمانها بر همه واجب است. پس چون مزد رسالت پیامبر «موده فی القربی» است پس باید «فی القربی»رسول الله صلی الله علیه وآله در هر عصری باشند تا مردم با مودت به ایشان اجر رسالت را بدهند. و «فی القربی» الان امام زمان علیه السلام می باشند.

 

سؤال دوم: چگونه زنده ماندن امام زمان علیه السلام تاکنون امکان دارد؟

پاسخ قرآن کریم:

1- خداوند در مورد حضرت یونس علیه السلام می فرماید:  «فلولا أنه کان من المسبحین للبث فی بطنه الی یوم یبعثون.»اگر یونس از تسبیح کنندگان نبود در شکم ماهی تا قیامت می ماند. وقتی خداوند می تواند یونس را تا قیامت در شکم ماهی زنده نگه دارد، زنده نگهداشتن امام زمان(علیه‌السلام) نیز برای او امری ممکن است.

 

2- اصحاب کهف سیصد و نه سال در غار زنده ماندند «و لبثوا فی کهفهم ثلاث مأته سنین و أزدادوا تسعا.»

 

سؤال سوم: وظیفه ما در قبال امام زمان علیه السلام چیست؟

پاسخ قرآن کریم:

خداوند می فرماید: «قل لا أسئلکم أجرا إلا الموده فی القربی.» برای مزد رسالت به «فی القربی» (که امام زمان علیه السلام است) مودت کنید. مودت نیاز به معرفت دارد و مودت یعنی محبت همراه با اطاعت. پس الان در قبال امام زمان علیه السلام باید هم معرفت کسب کرده و آن حضرت را بشناسیم و هم از آن حضرت اطاعت کنیم.

در دوران رسول الله صلی الله علیه وآله به شخص پیامبر نازل می‌شدند. و در هر عصـری باید کسی هم شأن پیامبر باشد تا بر او نازل شوند. و الان تنها شخصی که هم شأن پیامبر صلی الله علیه وآله است امام زمان (علیه‌السلام) است

سؤال چهارم: آیا امام زمان علیه السلام از ما خبر دارد؟

پاسخ قرآن کریم:

بله، به تمام اعمال شما نظارت داشته و اعمال شما را می بیند. خداوند می فرماید: «و قل إعملوا فسیری الله أعمالکم و رسوله و المؤمنون و ستردون إلی عالم الغیب و الشهاده فینبئکم بما کنتم تعملون.»

 

سؤال پنجم: چگونه می توان یار امام زمان شد؟

پاسخ قرآن کریم:

با تقوا، چون بهترین و بالاترین معیار که به انسان ارزش می دهد و انسان لیاقت یاوری امام زمان علیه‌السلام را پیدا می کند تقواست: «إن أکرمکم عندالله أتقیکم.» تقوا سبب بزرگی انسان شده و امکان می‌دهد که انسان تکیه بر جای بزرگان زند.

امام زمان

سؤال ششم: چند نمونه از نیازهای یاران امام زمان علیه السلام را بیان کرده و چگونه باید کسب کرد؟

پاسخ قرآن کریم:

الف- دانش و بینش: یار امام زمان علیه السلام باید دانش و بینش الهی داشته باشد تا در تصمیم گیریها و عمل دچار خطا نشود. حق را از باطل تشخیص دهد. و این را با تقوا بدست خواهد آورد، زیرا با تقوا موانع فهم و درک و علم و دانش را کنار زده و با دانش درونی و باطنی نگاه می کند. خداوند می فرماید: «إتقوا الله و یعلمکم الله.»

ب) بصیرت و بینش: بصیرتی که با چشم باطن ببیند و با گوش باطن بشنود. با ملائک الهی در ارتباط باشد. اهل حق و باطل را بشناسد تا دچار انحطاط فکری و اخلاقی و روحی نشود. و این بصیرت نیز با تقوا بدست می آید. خداوند می فرماید:«إن تتقوا الله یجعل لکم فرقانا ». فرقان یعنی نیرو و توانی که با آن حق را از باطل جدا کنید. به برکت این تقوا انسان، شیطان شناس نیز می شود. دشمن را هم می شناسد.

ج) بیداری: هوشیاری و بیداری؛ تا هروقت شیاطین برای گول زدن آمدند، بیدار شود، دام ابلیس را بشناسد و از شیطان فرار کند. چون انسان خواب و چشم بسته سریع در چاه می افتد. و این هم با تقوا ممکن است. «إن الذین التقوا إذا مسهم طائف من الشیطان تذکروا فإذاهم مبصرون.»

 

سؤال هفتم: چگونه بعد از ظهور و در حکومت مهدوی برکات زیاد می شود، محصولات رونق می یابد، مشکلات مردم حل می شود و...؟

پاسخ قرآن کریم:

چون حکومت امام زمان علیه السلام حکومت تقوا است، آثار تقوی هم ظاهر می شود. و من جمله آثار تقوا نزول برکات از آسمان و باز شدن درهای برکت از زمین و آسمان است که حل مشکلات مردم و روزی فراوان نیز بدنبال آن است «ولو أن أهل القری آمنوا و التقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء و الأرض » «و من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب » «و من یتق الله یجعل له من أمره یسرا.»

 

سؤال هشتم: ویژگیهای یاران امام زمان علیه السلام چیست؟

پاسخ قرآن کریم:

خداوند می فرماید: «إن الأرض یرثها عبادی الصالحون.» یعنی زمین را بندگان صالح من به ارث می برند. پس وارثان زمین که امام زمان علیه السلام و یاران ایشان هستند دو ویژگی دارند: 1- عبادالله اند 2- صالحین اند. حال به ویژگیهای بندگان صالح خدا اشاره می کنیم:

1- متواضع اند: «عباد الرحمن الذین یمشون علی الأرض هونا »

2- دارای بینش صحیح هستند، زیرا غرور در قلب و عقل آنان نفوذ نکرده است

3- اهل پرورش جاهلان جامعه اند، «وإذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما »

4- اهل طاعت و سجده و قیامند، «و الذین یبیتون ربهم سجدا و قیاما »

5- خود را آلوده به گناه که منجر به ورود به جهنم می شود نمی کنند، «والذین یقولون ربنا أصرف عنا عذاب جهنم »

6-اهل اعتدالند، «إذا أنفقوا لم تسرفوا و لم یقتروا »

7- موحدند و غیر خدا را نمی خوانند، «لا یدعون مع الله الها آخر »

8- به جان انسانها احترام می گذارند، «ولایقتلون النفس التی حرم الله إلا بالحق »

9- پاکدامنند، «ولایزنون »

10- دنبال پاکسازی روان خویش اند، «و من تاب و عمل صالحا »

11- جبران کننده عقب ماندگیها و پرکننده خلأ ها هستند، «إلا من تاب و آمن و عمل صالحا »

12- حتی مرتکب مقدمات گناه هم نمی شوند و در مجالس گناه هم شرکت نمی کنند، «و إذا مروا باللغو مروا کراما »

13- کلامشان صحیح است، «و الذین لا یشهدون الزو »

14- اهل لغو نیستند، « و إذا مروا باللغو مروا کراما »

15- پرورش دهنده نسل سالم و مفیدند، «هب لنا من أزواجنا و ذریاتنا قره أعین»

16- امام دیگرانند، «و جعلنا للمتقین إماما »

17- به گزین اند. کلام را گوش می دهند و از بهترین آن پیروی می نمایند، «فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون أحسنه »

18- ایمان دارند، «قل یا عباد الذین آمنوا إتقوا ربکم »

19- بنده خدای متعال هستند و امور خود را واگذار به خدای متعال می نمایند، بنده شهرت و پول و زر و زور و دنیا نیستند، «ثم یقول للناس کونوا عبادا لی من دون الله»

20- شیطان را به زانو در آورده اند، «ولأغوینهم أجمعین إلا عبادک منهم المخلصین»

21- ویژگیهای صالحین را دارند یعنی صددرصد اعمالشان صالح است، «والذین آمنوا و عملوا الصالحات لندخلنهم فی الصالحین »

22- امر ازدواج برای جوانان را تسهیل می کنند، «و أنکحوا الأیامی منکم و الصالحین من عبادکم و إمائکم »

23- در کار خیر از همدیگر سبقت می گیرند، «و یسارعون فی الخیرات و أولئک من الصالحین »

 

سؤال نهم: ویژگیهای امام زمان علیه السلام در قرآن چیست؟

پاسخ قرآن کریم:

1- معصوم است، «إنما یریدالله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت و یطهرکم تطهیرا»

 

2- اولی الامر است، «أطیعوا الله و أطیعوا الرسول و أولی الأمر منکم»

 

3- اطاعت از او، راه خداست، «قل ما أسئلکم علیه من أجر إلا من شاء أن یتخذ الی ربه سبیلا» «قل ما أسئلکم أجرا إلا الموده فی القربی.» از جمع دو آیه معلوم می شود «سبیل رب» همان «موده فی القربی» است.


برچسب‌ها: مصاحبه ردباره ی امام زمان
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم بهمن 1391ساعت 18:15  توسط دوست دانا  | 

آیات قرآن که درباره امام زمان(عج) است، کدام هاست؟

آیات بسیاری درباره امام زمان (عج) در قرآن وجود دارد. و بعضی تا 250 آیه از آیات قرآن را مرتبط به امام زمان (عج) دانسته اند.[1]
ما در این جا تنها به چند آیه به نقل از کتاب مهدی موعود، نوشته علامه مجلسی اشاره می کنیم.[2]

سوره هود آیه 8
وَ لَئِنْ أَخَّرْنا عَنْهُمُ الْعَذابَ إِلى‏ أُمَّةٍ مَعْدُودَةٍ لَیَقُولُنَّ ما یَحْبِسُهُ أَلا یَوْمَ یَأْتِیهِمْ لَیْسَ مَصْرُوفاً عَنْهُمْ وَ حاقَ بِهِمْ ما كانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ؛ اگر عذاب را تا مدت معینى (ظهور امام زمان) بتأخیر بیاندازیم خواهند گفت چه چیز آن را باز داشت (و مانع ظهور امام زمان چیست؟) بدانید روزى كه عذاب مى‏آید از آنها برداشته نمیشود، بلكه بر آنان فرود آمده و آنچه را استهزاء بآن میكردند خواهند دید.
از امیر المؤمنین روایت شده كه در تأویل این آیه شریفه فرمود: أُمَّةٍ مَعْدُودَةٍ اصحاب قائم آل محمد است كه سیصد و سیزده نفر می‌باشند.
امام صادق (ع) فرموده اند: این عذاب قیام امام زمان و امت معدوده یاران او میباشند. كه برابر با سپاه اسلام در جنگ بدر هستند (یعنى 313 تن میباشند).

سوره ابراهیم آیه 5
وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسى‏ بِآیاتِنا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ ذَكِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللَّهِ إِنَّ فی‏ ذلِكَ لَآیاتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ موسى را همراه آیات خود فرستادیم تا قوم خود را از ورطه ظلمانى كفر درآورده بوادى نورانى ایمان رهبرى كند، و آنها را بروزهاى خداوندى متذكر گرداند كه در آن آیاتى است براى هر صبركننده شكرگزارى.
در خصال صدوق از امام باقر روایت نموده كه فرمود «ایام اللَّه» سه روز است: روز قیام قائم آل محمد، روز رجعت و روز قیامت.

سوره انبیاء آیه 105
وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُونَ؛ در زبور (حضرت داود پیغمبر) بعد از كتب آسمانى سابق نوشتیم كه: زمین را بندگان صالح ما بارث میبرند.
و اینان قائم آل محمد و یاران او میباشند.

سوره حج آیه 33
أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ؛ بآنان كه ستم دیده‏اند اگر پیكار كنند، اجازه جنگ داده شده و خداوند قدرت بر یارى آنها دارد.
ابن ابى عمیر از عبد اللَّه بن مسكان از امام جعفر صادق علیه السّلام روایت كرده كه فرمود: او قائم آل محمد است كه براى خون- خواهى حسین علیه السّلام قیام میكند.

سوره صف آیه 8
یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ؛ مى‌‏خواهند نور خدا را به دهانهایشان خاموش كنند ولى خدا كامل‏ كننده نور خویش است، اگر چه كافران را ناخوش آید.
از حضرت موسى بن جعفر علیه السّلام معنى آیه یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ را پرسید، حضرت فرمود: مقصود دوستى امیر المؤمنین علیه السّلام است وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ یعنى خداوند امامت را بآخر میرساند بدلیل آیه شریفه: الذین فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِی أَنْزَلْنا كه مقصود از نور همان امام است. محمد بن فضیل میگوید: عرض كردم: «هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دِینِ الْحَقِّ» یعنى چه؟ فرمود: یعنى خداوند به پیغمبرش دستور داد كه لزوم دوستى جانشین خود «امیر المؤمنین» را به مردم اعلام كند، و دوستى وصى پیغمبر «دین حق» است.
عرض كردم «لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ كُلِّهِ» چیست؟ فرمود: یعنى خداوند بهنگام ظهور قائم ما دین حق را بر همه ادیان باطله پیروز می‌گرداند. چنان كه خود فرموده: «وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ» یعنى خداوند نور خود را با ولایت قائم آل محمد تمام میكند «وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ» یعنى هر چند دشمنان على این را نخواهند. عرض كردم: اینكه میفرمائى تنزیل و ظاهر معنى قرآن است! فرمود: آرى آنچه كه گفتم تنزیل و ظاهر معنى قرآن است.

سوره ملک آیه 30
قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماؤُكُمْ غَوْراً فَمَنْ یَأْتِیكُمْ بِماءٍ؛ مَعِینٍ اى پیغمبر! بمردم بگو: بمن بگوئید: اگر آبى كه در دسترس دارید در زمین فرو رود كیست كه آب روان براى شما بیاورد؟.
از حضرت امام رضا علیه السّلام روایت است كه فرمود: «مائكم» یعنى (ابوابكم) كه ائمه هستند و ائمه ابواب (ودرهاى رحمت الهى) میباشند «فَمَنْ یَأْتِیكُمْ بِماءٍ مَعِینٍ» یعنى كیست كه علم امام را براى شما بیاورد؟ (و آن درها را بروى شما بگشاید)؟

سوره صف آیه 9 و سوره توبه آیه 33
هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ؛ خدا فرستاده خود را با هدایت و دین حق فرستاد تا بر همه دینها غالب شود. هر چند مشركین نخواهند.
راوی می گوید: از امام هشتم از آیه هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ ... سؤال كردم. فرمود هنوز موقع تأویل این آیه نرسیده است گفتم: قربانت گردم! كى موقع آن فرا میرسد؟ فرمود؟ ان شاء اللَّه هنگامى كه قائم قیام كند و چون قیام كند هر جا كافر و مشركى باشد، ظهور او را ناخوش دارد تا جایى كه اگر كافرى در دل سنگى پنهان شود سنگ صدا میزند اى مؤمن! كافرى یا مشركى در من پنهان شده او را بكش. خداوند او را بیرون مى‏آورد و یاران قائم او را بقتل می‌رسانند.
و هم در آن كتاب از ابن عباس روایت نموده كه وى در باره آیه لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ گفت: این در زمانى است كه تمام یهودیان و نصارى و پیروان هر كیشى بدین حنیف اسلام بگروند و گرگ و میش و گاو و شیر و انسان و مار از جان خود ایمن باشند، موقعى كه دیگر موش انبانى را پاره نمیكند وقتى كه حكم جزیه گرفتن از اهل كتاب ساقط مى‏شود و هر جا صلیبى است شكسته میگردد و خوگها معدوم مى‌‏شود و این بهنگام قیام قائم آل محمد خواهد بود.

سوره نور آیه 55
وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضى‏ لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لا یُشْرِكُونَ بِی شَیْئاً؛ خداوند بكسانى- كه از شما ایمان آورده و عمل صالح پیشه ساخته‏اند وعده داده كه آنها را در زمین نماینده خود گرداند چنان كه همانند آنها را سابقا خلیفه كرد. و ثابت میدارد دین‏ آنها را كه براى آنان برگزید، ترس آنها را تبدیل بأمن كنیم و اینان هیچ گاه بمن شرك نیاورند.
در غیبت شیخ روایت میكند كه این آیه نیز در باره مهدى موعود و یاران او نازل شده.

سوره قصص آیه 5
وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ؛ و ما بر آن هستیم كه بر مستضعفان روى زمین نعمت دهیم و آنان را پیشوایان سازیم و وارثان گردانیم.
در غیبت شیخ از امیر المؤمنین علیه السّلام روایت میكند كه در تفسیر این آیه فرمود: اینان كه در زمین ضعیف گشته‏اند آل پیغمبرند كه خداوند مهدى آنها را برانگیزد تا آنان را عزیز و دشمنانشان را ذلیل گرداند.

[1]. جلد پنجم از كتاب معجم احادیث امام مهدی.
[2]. مهدی موعود، علامه مجلسی، باب پنجم کتاب.


برچسب‌ها: امام زمان, ایات قران, ایات قران درباره ی خضرت مهدی, آیات قران درباره ی امام زمان
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم بهمن 1391ساعت 18:10  توسط دوست دانا  | 

جبرئیل و هدیه ای برای پیامبر

جبرئيل نزد پيامبر (ص) آمد و گفت: اي پيامبر! 
خداوند تبارك و تعالي مرا با هديه‌اي به سوي تو فرستاده است 
كه پيش از تو ، به كسي چنين هديه‌اي عطا نفرموده است. 


رسول خدا (ص) فرمود: آن هديه چيست؟ گفت:
صبر و شكيبايي و حتي بهتر از صبر.

حضرت رسول پرسيد: بهتر از صبر چيست؟ جبرئيل گفت:
خشنودي (به ارادة الهي) و بهتر از آن .

حضرت پرسيد: بهتر و نيكوتر از رضا چيست؟ جبرئيل گفت:
پرهيزكاري و نيكوتر از آن.

حضرت پرسيد: بهتر از اخلاص چيست؟ جبرئيل گفت:
يقين و بهتر از آن .

حضرت پرسيد: بهتر از يقين چيست؟ جبرئيل گفت:
راه وصول به درجة يقين ، توكل بر خداي عزوجل است.

حضرت پرسيد: توكل بر خداي عزوجل چگونه است؟ جبرئيل گفت:
رسيدن به اين آگاهي كه مخلوقات نمي‌توانند به انسان نفع يا ضرري رسانند و يا به او بخشش كنند و يا مانعي در برابرش باشند. 


به كار بردن اين آگاهي باعث نااميدي (و دل كندن) از مخلوق مي‌شود.

اگر بنده‌اي چنين باشد، 
كاري براي غير خداوند انجام ندهد، 
جز به خداوند به كسي اميدوار نشود ، 
از كسي غير از او نترسد 
و به هيچ كس جز خداوند، چشم طمع نورزد ؛ 
و اين معني توكل است .

حضرت پرسيد: اي جبرئيل! تفسير صبر چيست؟ جبرئيل گفت:
صبر يعني داشتن حال يكسان در ناراحتي و خوشحالي ، تهيدستي و توانگري و گرفتاري و سلامت . صبر يعني شكايت نكردن به مخلوقات از آنچه كه از بلا و گرفتاري به ايشان مي‌رسد .

حضرت پرسيد: تفسير قناعت چيست؟ جبرئيل گفت:
قانع شدن به آنچه كه از دنيا مي‌رسد . 
قانع شدن به چيز كم و شكر گفتن براي اندك .

حضرت پرسيد: تفسير خشنودي چيست؟ جبرئيل گفت:
خشنود كسي است كه چه دنيا به او برسد و چه نرسد ، بر خداوند خشم نگيرد
 
و به اندكي از عمل خوب ، از نفس خود راضي نشود .

حضرت پرسيد: اي جبرئيل تفسير پرهيزكاري چيست؟ جبرئيل گفت:
پرهيزكار كسي است كه دوست بدارد آنچه را خداوند دوست دارد . 
دشمن بدارد آنچه را خداوند دشمن دارد . 
از حلال دنيا كناره بگيرد و به حرام آن توجه نكند ؛ 
زيرا در حلال دنيا حساب است و در حرام آن عقاب .
بر همه مسلمانان ترحم نمايد همچنان كه به نفس خود ترحم مي‌كند . 
از پرحرفي كناره بگيرد همچنان كه از مردار بدبو دوري مي‌كند . 
از زرق و برق دنيا اجتناب كند تا مبادا او را فرا گيرد . 
آرزويش را كوتاه كند و مرگش را در نظر آورد .

حضرت پرسيد: تفسير اخلاص كدام است؟ جبرئيل گفت:
مخلص آن كسي است كه از مردم چيزي نخواهد تا آن را بيابد . 
و هنگامي كه آن را يافت ، راضي شود . 
هر گاه چيز اضافه‌اي در نزد او بماند ، در راه رضاي خدا بدهد . 
كسي كه از بندگان چيزي درخواست نكند ، 
به راستي كه به بندگي خداوند اقرار كرده و هر گاه چيزي بيابد ، راضي است 
و خداوند هم از او خرسند است .

حضرت رسول پرسيد: تفسير يقين چيست؟ جبرئيل گفت:
صاحب يقين ، كارهايش براي خداست ، 
چنان عمل مي‌كند كه گويي خداوند را مي‌بيند 
و اگر خدا را نمي‌بيند ، خدا او را مي‌بيند .


برچسب‌ها: جبرئیل و هدیه ای برای پیامبر
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم دی 1391ساعت 11:48  توسط دوست دانا  | 

حضرت سلیمان(ع)

روزی حضرت سلیمان (ع ) در کنار دریا نشسته بود ، نگاهش به مورچه ای افتاد که دانه گندمی را باخود به طرف دریا حمل می کرد .سلیمان (ع) همچنان به او نگاه می کرد که دید او نزدیک آب رسید.در همان لحظه قورباغه ای سرش را از آب دریا بیرون آورد و دهانش را گشود ، مورچه به داخل دهان او وارد شد ، و قورباغه به درون آب رفت. 
سلیمان مدتی در این مورد به فکر فرو رفت و شگفت زده فکر می کرد ، ناگاه دید آن قورباغه سرش را از آب بیرون آورد و دهانش را گشود ، آن مورچه آز دهان او بیرون آمد، ولی دانه ی گندم را همراه خود نداشت . 
سلیمان(ع) آن مورچه را طلبید و سرگذشت او را پرسید. 
مورچه گفت : " ای پیامبر خدا در قعر این دریا سنگی تو خالی وجود دارد و کرمی در درون آن زندگی می کند . خداوند آن را در آنجا آفرید او نمی تواند از آنجا خارج شود و من روزی او را حمل می کنم . خداوند این قورباغه را مامور کرده مرا درون آب دریا به سوی آن کرم حمل کرده و ببرد . 
این قورباغه مرا به کنار سوراخی که در آن سنگ است می برد و دهانش را به درگاه آن سوراخ می گذارد من از دهان او بیرون آمده و خود را به آن کرم می رسانم و دانه گندم را نزد او می گذارم و سپس باز می گردم وبه دهان همان قورباغه که در انتظار من است وارد می شود او در میان آب شناوری کرده مرا به بیرون آب دریا می آورد و دهانش را باز می کند ومن از دهان او خارج میشوم ." 
سلیمان به مورچه گفت : (( وقتی که دانه گندم را برای آن کرم میبری آیا سخنی از او شنیده ای ؟ )) 
مورچه گفت آری او می گوید : 
ای خدایی که رزق و روزی مرا درون این سنگ در قعر این دریا فراموش نمی کنی رحمتت را نسبت به بندگان با ایمانت فراموش نکن


برچسب‌ها: حضرت سلیمان, ع
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم دی 1391ساعت 11:45  توسط دوست دانا  | 

الله الله و استجابت دعا

شخصی در تاریکی شب، در حال دعا با سوز و گداز الله الله می گفت 
شیطان نزد آن دعا کننده آمد و گفت: 
آن قدر الله الله می گویی و جواب نمی شنوی. چرا اصرار می کنی؟ 
این همه سوز و دعای بی اثر بس است.
آن شخص ناامید و افسرده شد و دلش شکست. 
در عالم خواب حضرت خضر را دید که به او فرمود: 
چه شده الله الله نمی گویی مگر از راز و نیاز پشیمان شده ای؟ 
آن شخص گفت: آخر هر چه می گویم، جواب نمی شنوم، بنابراین ناامید شده ام. 
حضرت خضر فرمود: مگر باید جواب خدا را از در و دیوار بشنوی؟ 
همین که الله الله می گویی معنایش این است که 
جذبه ای خدایی تو را خوانده و از جانب معشوق تو را به خود کشانده است.

نی، که آن الله تو، لبیک ماست
آن نیاز و سوز و دردت، پیک ماست.
ترس و عشق تو کمند لطف ماست
زیر هر یا رب تو لبیکهاست.

پس از این معانی و هشدار، فهمید آن ندا از شیطان است و نباید ناامید از حق شد 
که این الله الله دلیل راه یابی و پذیرش به آن درگاه است.


برچسب‌ها: الله
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم دی 1391ساعت 11:44  توسط دوست دانا  | 

دوستی عشق

دوست داشتن از عشق برتر است...

 عشق جوششي يك جانبه است.

 به معشوق نمي انديشد كه كيست؟

 اما دوست داشتن در روشنايي ريشه مي بندد و در زير نور، سبز مي شود و رشد مي كند و از اين رو است كه همواره پس از آشنايي پديد مي آيد....

 عشق در دريا غرق شدن است و دوست داشتن در دريا شنا كردن.

 عشق بينايي را مي گيرد و دوست داشتن مي دهد.

 عشق لذت جستن است و دوست داشتن پناه جستن.

 عشق غذا خوردن يک گرسنه است و دوست داشتن

 "همزبانی در سرزمين بيگانه يافتن.

دكتر علي شريعتي


برچسب‌ها: دوستی, عشق, دوستی عشق
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم دی 1391ساعت 11:39  توسط دوست دانا  | 

اهمیت زیارت عاشورا

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ 

تقریبا پانزده سال قبل ، از جمعى از علماى اعلام قم و نجف اشرف شنیدم که پیرمرد هفتاد ساله اى به نام کربلائى محمد کاظم کریمى ساروقى داستان عجیب

(ساروق از توابع فراهان اراک است ) که هیچ سوادى نداشته ، تمام قرآن مجید به او افاضه شده به طورى که تمام قرآن را حافظ شده به طرز عجیبى که ذکر مى شود.

عصر پنجشنبه ، ((کربلائى محمد کاظم )) به زیارت امامزاده اى که در آن محل مدفون است مى رود، هنگام ورود، دو نفر سید بزرگوار را مى بیند و به او مى فرمایند کتیبه اى که در اطراف حرم نوشته شده بخوان .

مى گوید آقایان ! من سواد ندارم و قرآن را نمى توانم بخوانم . مى فرمایند بلى مى توانى .
 پس از التفات و فرمایش آقایان حالت بى خودى عارضش ‍ مى گردد و همانجا مى افتد تا فردا عصر که اهالى ده براى زیارت امامزاده مى آیند او را افتاده مى بینند، پس او را بلند کرده به خود مى آورند. به کتیبه مى نگرد مى بیند سوره جمعه است ، تمام آن را مى خواند و بعد خودش را حافظ تمام قرآن مى بیند و هر سوره از قرآن مجید را که از او مى خواستند، از حفظ به طور صحیح مى خوانده و از جناب آقاى میرزا حسن نواده مرحوم میرزاى حجه الاسلام شیرازى شنیدم فرمود مکرر او را امتحان کردم هر آیه اى را که از او مى پرسیدم فورا مى گفت از فلان سوره است و عجیبتر آنکه هر سوره اى را مى توانست به قهقرا بخواند؛ یعنى از آخر سوره تا اول آن را مى خواند.

و نیز فرمود: کتاب تفسیر صافى در دست داشتم برایش باز کرده گفتم این قرآن است و از روى خط آن بخوان ، کتاب را گرفت چون در آن نظر کرد گفت آقا! تمام این صفحه قرآن نیست و روى آیه شریفه دست مى گذاشت و مى گفت تنها این سطر قرآن است یا این نیم سطر قرآن است و هکذا و مابقى قرآن نیست .

گفتم از کجا مى گویى تو که سواد عربى و فارسى ندارى ؟ گفت : آقا! کلام خدا نور است ، این قسمت نورانى است و قسمت دیگرش تاریک است (نسبت به نورانیت قرآن ) و چند نفر دیگر از علماى اعلام را ملاقات کردم که مى فرمودند همه ما او را امتحان کردیم و یقین کردیم امر او خارق عادت است و از مبداء فیاض جل وعلا به او چنین افاضه شده .

در سالنامه نور دانش ، سال 1335 صفحه 223 عکس کربلائى محمد کاظم مزبور را چاپ کرده و مقاله اى تحت عنوان (نمونه اى از اشراقات ربانى ) نوشته و در آن شهادت عده اى از بزرگان علما را بر خارق العاده بودن امر او نقل نموده است تا اینکه مى نویسد:((از مجموع دستخطهاى فوق ، موهبتى بودن حفظ قرآن کربلائى ساروقى به دو دلیل ثابت مى شود.

1 - بى سوادى او که عموم اهالى ده او شهادت مى دهند و احدى خلاف آن را اظهار ننموده است . 
نگارنده شخصا از ساروقیهاى ساکن تهران تحقیق نمودم و با اینکه موضوع بى سوادى او در جراید کثیرالانتشار چاپ و منتشر شده ، معذلک هیچکس تکذیب نکرده است

2 - بعضى از خصوصیات حفظ قرآن او که از عهده تحصیل و درس ‍ خواندن خارج است ،
 به شرح زیر:

1 - هرگاه یک کلمه عربى یا غیر عربى بر او خوانده شود، فورا مى گوید که در قرآن هست یا نیست .

2 - اگر یک کلمه قرآنى از او پرسیده شود، فورا مى گوید در چه سوره و کدام جزو است 
.
3 - هرگاه کلمه اى در چند جاى قرآن مجید آمده باشد تمام آن موارد را بدون وقفه مى شمارد و دنباله هرکدام را مى خواند.

4 - هرگاه در یک آیه یک کلمه یا یک حرکت غلط خوانده شود یا زیاد و کم کنند بدون اندیشه متوجه مى شود و خبر مى دهد.

5 - هرگاه چند کلمه از چند سوره به دنبال هم خوانده شود محل هر کلمه را بدون اشتباه بیان مى کند.

6 - هر آیه یا کلمه قرآنى را از هر قرآنى که به او بدهند آنا نشان مى دهد.

7 - هرگاه در یک صفحه عربى یا غیر عربى یک آیه مطابق سایر کلمات نوشته شود، آیه را تمیز مى دهد که تشخیص آن براى اهل فضل نیز دشوار است .

این خصوصیات را خوش حافظه ترین مردم نسبت به یک جزوه بیست صفحه فارسى نمى توان دارا شود تا چه رسد به 6666 آیه قرآنى )).

و پس از نقل شهادت چند نفر از علما، مى نویسد: موهبت قرآن ((کربلائى کاظم )) براى مردمى که فکر محدود خود را در چهاردیوارى مادیات محدود و منکر ماوراى طبیعت هستند اعجاب آور بوده و سبب هدایت عده اى از گمراهان گردیده است ، ولى این امر با همه اهمیتش ‍ در نظر اهل توحید یک شعاع کوچک از اشعه بیکران افاضات خداوندى و از کوچکترین مظاهر قدرت حق است ، نه تنها امور خارق العاده به وسیله انبیا و سفراى حق به کرات به ظهور رسیده و در تواریخ ثبت و ضبط است ، در عصر حاضر نیز کسانى که به علت ارتباط و پیوند با مبداء تعالى صاحب کراماتى هستند وجود دارند که اهمیت آن به مراتب از حافظ قرآن ما بیشتر مى باشد.

نکته اى که در پاپان این مقاله لازمست تذکر دهم اینکه در نتیجه انتشار شرح حال حافظ قرآن و معرفى او به مردم تهران از عده اى از متدینین بازار شنیدم که در چند سال قبل ؛ یعنى در زمان ((مرحوم حاج آقا یحیى )) یک مرد کورى به نام حاجى عبود به مسجد ((سید عزیزاللّه )) رفت وآمد داشت که در عین کورى حافظ قرآن باخصوصیات کربلائى ساروقى بود، او نیز محل آیه را در عین کورى نشان مى داده و براى مردم با قرآن استخاره مى کرده ...

مى گویند روزى کتاب لغت فرانسه به قطر قرآن مجید به او دادند استخاره کند، فورا آن را پرت کرد و عصبانى شد و گفت این قرآن نیست .

در مجلسى که حافظ قرآن حضور داشت ، جناب آقاى ابن الدین استاد محترم دانشگاه ، خصوصیات حاجى عبود را تاءیید و اظهار کردند که نامبرده را در منزل آقاى مصباح در قم در حضور مرحوم آیت اللّه حاج شیخ عبدالکریم حائرى ملاقات و آزمایش کرده اند.

اینها از آثار قدرت حق است که گاهى براى ارشاد مردم و اتمام حجت ظاهرى است :(ذلِکَ فَضْلُاللَّهِ یُؤْتیهِ مَنْ یَشاءُ وَاللَّهُ ذُواْلفَضْلِ الْعَظیمِ).


برچسب‌ها: اهمیت عاشورا, زیارت عاشورا, عاشورا
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم دی 1391ساعت 11:34  توسط دوست دانا  | 

دلبرا دست امید من و دامان شما

دلبرا دست امید من و دامان شما

 تبیان زنجان

دلبرا دست امید من و دامان شما 
سرما و قدم سرو خرامان شما 
خاک راه تو و مژگان من ار بگذارد 
ناوک غمزه و یا خنجر مژگان شما 
شمع آه من و رخساره چون لاله تو 
چشم گریان من و غنچه خندان شما 
لب لعل نمکین تو مکیدن حظّیست 
که نه طالع شودم یار نه احسان شما 
رویم از نرگس بیمار تو چون لیمو زرد 
به نگردد مگر از سیب ز نخدان شما 
نه در این دائره سرگشته منم چون پرگار 
چرخ سرگشته چو گوئیست بچوگان شما 
درد عشق تو نگارا نپذیرد درمان 
تا شوم از سر اخلاص بقربان شما 
خضر را چشمه حیوان رود از یاد اگر 
ز سرش رشحه ای از چشمه حیوان شما 
عرش بلقیس نه شایسته فرش ره تست 
آصف اندر صف اطفال دبستان شما 
نبود ملک سلیمان همه با آن عظمت 
موری اندر نظر همّت سلمان شما 
جلوه دید کلیم الله از آن دید جمال 
نغمه ای بود انا الله ز بیابان شما 
طائر سدره نشین را نرسد مرغ خیال 
بحریم حرم شامخ الارکان شما 
قاب قوسین که آخر قدم معرفت است 
اوّلین مرحله رفرف جولان شما 
فیض روح القدس از مجلس انس تو و بس 
نفخه صور صفیریست ز دربان شما 
گرچه خود قاسم الارزاق بود میکائیل 
نیست در رتبه مگر ریزه خورخوان شما 
لوح نفس از قلم عقل نمیگردد نقش 
تا نباشد نفس منشی دیوان شما 
هرچه در دفتر ملکست و کتاب ملکوت 
قلم صنع رقم کرده بعنوان شما 
شده تا شام ابد دامن آفاق چه روز 
زده تا صبح ازل سر ز گریبان شما 
چیست تورات ز فرقان شما؟ رمزی و بس 
یک اشارت بود انجیل ز قرآن شما 
هست هر سوره بتحقیق ز قرآن حکیم 
آیه محکمه ای در صفت شأن شما 
آستان تو بود مرکز سلطان هما 
قاف عنقاء قدم شرفه ایوان شما 
مهر با شاهد بزم تو برابر نشود 
مه فروزان بود از شمع شبستان شما 
خسرو اگر بمدیح تو سخن شیرین است 
لیکن افسوس نه زیبنده و شایان شما 
ایکه در مکمن غیبیّ و حجاب ازلی 
آه از حسرت روی مه تابان شما 
بکن ای شاهد ما جلوه ای از بزم وصال 
چند چون شمع بسوزیم ز هجران شما 
مسند مصر حقیقت ز تو تا چند تهی 
ای دو صد یوسف صدّیق بقربان شما 
رخش همت بکن ایشاه جوانبخت توزین 
تا شود زال فلک چاکر میدان شما 
زهره شیر فلک آب شود گر شنود 
شیهه زهره جبین توسن غرّان شما 
مفتقر رانه عجب گر بنمائی تحسین 
منم امروز در این مرحله حسّان شما


برچسب‌ها: ابوفاضل, دلبرا دست امبد من و دامان شما
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آذر 1391ساعت 18:8  توسط دوست دانا  | 

شعر طواف عشق



تبیان زنجان

چون کمر بهر طواف عشق بست

دور اول از بدن افتاد دست

دور دوم در مصاف دلبرش

از بدن افتاد دست دیگرش

دور سوم خون بجای اشک ریخت

تیر دشمن آمد و بر مشک خورد

دور چهارم داشت عزم ترک سر

کرد پیش تیر چشمش را سپهر

دور پنجم از عمود آهنین

گشت سرو  قامتش نقش زمین

گشت در دور ششم از تیغ تیز

قطعه قطعه عضو عضوش ریز ریز

دور هفتم دید زهرای بتول

گفت ای عباس من حجت قبول

منبع : سایت خیمه                 



برچسب‌ها: ابالفضل العباس, طواف عشق, یا ابوفاضل
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آذر 1391ساعت 18:6  توسط دوست دانا  | 

علی گندمی

علی نامی بود تو همدان در محله ای که الان کنار

مصلی فعلی همدان به نام گنداب زندگی میکنه .

اسمش علیه و چون تو این محله زندگی میکنه

 بهش میگن علی گندمی . قیافه بسیار خوشگلی

داشته ( چشمهای ذاغ و موهای بور و یه کلاه

 پشمی هم رو سرش میزاشته که به زیباییش می افزوده )

 اما لات بود . ولی یه جو مرام معرفت هم ته دلش

 بوده . جلو قهوه خونه نشسته داره قلیون میکشه،

 یه وقت دید یه خانومی که تازه شوهر کرده

وایستاده داره به این علی نگاه میکنه علی

هم تیپی زده خشکله دیگه (سخن دینی : آی

جوون حق نداری که یه جوری تیپ بزنی که

 نامهرم به تو خوب نگاه بکنه ها . معمولی ، عادی)

علی گندمی بلند شد موهاشو ژولیده پولیده کرد

کلاهرو پرت کرد و به خودش گفت : علی

 خجالت نمیکشی یه جوری خودتو درست

کردی که ناموس مردم داره به تو نگاه میکنه .

 گذشت .. آق شیخ حسن نامیه . روزه خونه تو

همدان . میگه : رفتم یکی از دهاتهای همدان که

دهات خوبی هم هست و کلی شهید داده رفتم روزه

 بخونم ، موقع برگشت دیر وقت بود ،درهای

 دروازه رو بسته بودن.گفت: خدایا بخوام بمونم

که حیوونای درنده اینجان . بخوام برگردم دهات ،

 فردا صبح باید مسجد جامه باشم ، اومدم در بزنم که

 دیدم واویلا . چی شده ؟ علی گندمی قمه به دست

عرق خرده اروده کشون با رفقاش پشت در وایستادن .

 حالا بیا درستش کن . چه کار کنم ؟ . نه میشه

برگشت نه میشه وایستاد نه میتونم برم تو . دیگه

 دلو زدم به دریا .در زدم علی گندمی درو باز

 کرد اروده میکشه ،قمه هم به دستش ، تا منو

میبینه یه نگاه به من کرد گوشه قبامو میگیره کشوند

منو تو . گفت : آ شیخ حسن این موقع شب بیرون

چه غلطی میکنی ؟ . گفتم راستش علی جان

رفته بودم یکی از روستاهای اطراف روزه بخونم .

 گفت : ول کنید .این همه روزه ! چه خبره مگه ؟

 گفتم : علی فرق میکنه آخه گفت : چطور؟ گفتم :

 امشب شبه اول محرم آقا امام حسینه . آقا علیه

مست قمه به دست تا بهش گفتم امشب شب اول

محرم آقاست . انقدر با این سر به دروازه زد و

 با خودش گفت : علی خجالت نکشیدی ؟

 محرم اومده و تو عرق خوردی ای بی حیا .

هی سرشو میزنه به این در . یه کم که آروم

شد قمه رو گرفت گفت : شیخ به خدا تیکه تیکت

 میکنم . همین الان باید بشینی برام روزه بخونی .

 گفتم : پدرت خوب مادرت خوب روزه منبر

 می خواد چایی می خواد . علی گفت : شیخ

تیکه تیکت میکنم باید روزه بخونی . بیا اصلا

من میشم منبرت . علی چار دستو پا افتاد رو

زمین و به شیخ میگه اینم منبر . بشین رو شونه

من شروع کن روزه خوندن . منم نشستم رو

کمرش و شروع کردم بسم ا... الرحمن الرحیم .

 که علی گفت : وسایلتو بزار زمینو منو معتل

 نکن و منو صاف ببر در خونه آقا

اولفضلل عباس بگو علی اومده .شروع کردم .

 ای اهل حرم ،میرو المدار نیامد . سقای حسین ... .

 یه وقت دیدم دارم بالا پایین میرم . دیدم

علی گندمی عرق خورده داره به پهنای صورت

اشک میریزه ... روزم که تموم شد بلند شد گفت

 شیخ ممنونتم که برام روزه خوندی . میشه یه کار

 دیگه برام بکنی من خجالت میکشم؟ گفتم : بگو .

 گفت : میشه روتو بکنی سمت نجف امیرالمومنین

 به آقا بگی: آقا علی دیگه قل میده لب به عرق

 نزنه .قول میدم . خدا حافظی کردیم رفتیم خونه .

منم فردا صبح رفتم پا منبر و به مردم گفتم یه خبر

 مژده بدم . علی گندمی توبه کرده . کسی باور نکرد

.روزه که تموم شد با جمعیت رفتیم در خونه علی

 گندمی در زدیم .زنش اومد بیرون .گفت بله .گفتیم

 با علی کار داریم . گفت علی نسفه شب اومد

ساکشو جمع کرد و گفت زن یا میرم آدم میشم

 بر میگردم یا دیگه بر نمیگردم .کجا رفت ؟

 گفت فقط بهم گفت جایی جزء کربلا ندارم .

میرم کربلا . مدتی علی گندمی اومد کربلا .

مقیم کربلا شد . خوب که زنگال از دلش

زدوده شد بلند شد رفت نجف .میرزای شیرازی

داره نماز می خونه . علی صف عقب بود .کم کم

اومد جلو اومد جلو تا ملازم میرزا شد . هر وقت

 میرزا وارد حرم می شد میدید علی نیست صبر

 می کرد تا علی بیاد . یه روز دارن نماز می خونن

 که خبر دادن میرزا فلان عالم تو نجف مرده .

گفت باشه ، قبری همین جا زیر پای زائرین

امیرالمومنین بکنید . بین الصلاتینم بیارین من

نمازشو میخونم . بعد از نمازم دفنش میکنیم.

نماز اولو خوندن گفتن میرزا قبر آماده شده اما

اون عالم دوباره زنده شده قلبش شرو کرده به

 کار کردن . میرزا گفت رو قبرو نپوشونید .یه

حکمتی تو این قصه هست .باید باشه . نماز دومم

 رو که خوندن و سلام که تمام شد گفتن میرزا .

گفت چی شده ؟ گفتن علی گندمی سر از سجده

بلند نمیکنه . اومدن تکونش دادن گفتن علی علی .

دیدن علی از دنیا رفته .بعد میرزا لبخند زد گفت

 می دونید علی تو سجده آخر نمازش چی گفت ؟ .

 امیرالمومنینو واسطه قرار داد .خدارو قسم داد به

 عابروی علی . گفت خدایا زیر پای زائرین

امیرالمومنین یه قبر خالیه من برم اونجا ؟ .

 ( ببینین گریه بر اولفضل آدمو به کجا میرسونه ) .


برچسب‌ها: علی گندمی, علی, گندمی
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آذر 1391ساعت 17:59  توسط دوست دانا  |